یکشنبه, 20 تیر 1395 ساعت 07:03
امتیاز
(0 رای)

نظریه 4 شعله چگونه زندگی ما را تحلیل میکند؟

یک نظریه شناخته شده به مفهوم راه های برقراری تعادل بین کار و زندگی تحت عنوان ” چهار شعله”مطرح است که بدین ترتیب برای من توضیح داده شده است: تصور کنید که زندگی مانند یک اجاق گاز چهار شعله است که هر شعله نماد بک ربع از کل زندگی شماست.

_ اولین شعله خانواده

_ دومین شعله دوستان

_سومین شعله سلامتی

_چهارمین شعله کار شماست

در این نظریه تاکید می شود اگر خواهان این هستید که موفقیت را بدست آورید بایستی یکی از این چهار شعله را خاموش کنید. و اگر واقعا خواهان موفقیت هستید بایستی دو شعله از چهار شعله را خاموش کنید.

واکنش اولیه من به نظریه چهار شعله ، جستجوی راهی بود که بتوانم این  نظریه را دور بزنم ، بدین صورت که : آیا می توانم هر چهار شعله را روشن نگه دارم ضمن اینکه موفقیت را هم کسب کنم؟ شاید هم با ترکیب دو شعله “خانواده و دوستان” در یک گروه فشرده بتوانم همچنان موفقیت بدست آورم؟ شاید بتوانم سلامت و کار ترکیب  را کنم.  “من شنید ه ام نشستن در تمام طول روز  کار ناسالمی  است. پس یک میز ایستاده خریده ام که اغلب اوقات از آن استفاده نمی کنم؛ مثل یک قانون شکنی که از بستن کمربند ایمنی خود رادر هواپیما چشم پوشی  می کند. به هر حال متوجه شدم این راه حلی را که اختراع  کردم کار نمی کند. زیرا نمی خواهم با مسئله های واقعی زندگیم روبرو بشوم: زندگی با موضوع و مسئله های  سبک و سنگین پر شده است. اگر شما می خواهید در کار خود و در ازدواج خود بهترین باشید ، پس ممکن است دوستان و سلامت خود تان را به رنج و زحمت بیندازید.اگر به عنوان یک پدر و مادر بخواهید سالم و موفق باشید ، پس مجبورید یک درجه از جاه طلبی  کاریتان را کم کنید.البته، شما آزادهستید وقت خودتان را به طور مساوی بین همه چهار شعله تقسیم کنید، اما باید قبول کنید که هرگز به پتانسیل کامل خودتان درهر قسمت از این شعله ها نخواهید رسید.

four-burners-theory-700x600

اساساً، ما مجبور به انتخاب هستیم . آیا شما ترجیح می دهید  یک زندگی نامتعادل داشته ولی سطح بالا داشته باشید؟ و یا می خواهید به جای آن یک زندگی  متعادل داشته باشید که هرگز از تمام پتانسیل ها در هر یک ربع  بطور کامل استفاده نکرده باشید؟ من ادعای در این مورد ندارم . اما در ارتباط با نظریه “چهار شعله “، سه راه را  برای  حل این مسئله را پیشنهاد می کنم:

گزینه ۱٫ حذف برج ها( هزینه های زائد)

برج ها در بسیاری از جنبه های ریز و درشت زندگی ما همیشه دیده می شوند.مثل وقتی که ما حوصله پخت و پز نداریم بنابراین فست  فود می خوریم  یا وقتی که بجای اینکه خودمان لباس ها را در لباسشویی بشویم آنها را به خشکشویی می دهیم و یا بدلیل تنبلی بجای اینکه خودمان اتومبیل مان را سرویس و بازبینی کنیم ، آن را به تعمیرگاه ببریم . اینگونه هزینه کردن در خیلی از قسمت های زندگیمان اتفاق می افتد. در واقع با صرفه جویی در وقت در جای دیگری همین وقت را هدر می دهیم. آیا نمی توانید همین طرز فکر و رفتار را که بر روی یک ازشعله ها می گذارید  را بر روی سه شعله دیگر زندگیتان متمر کز کنید؟ کار بهترین مثال است . شعله کار داغترین ربع شعله ها بر روی اجاق گاز است . این جایی است که بیشترین وقت و زمان را برای آن می گذارید و آخرین شعله ای است که خاموش می شود. البته در نظریه  “چهار شعله” کار آفرینان و صاحبان کسب وکار با استخدام کارکنانی این وظایف را به عهده ی آنها می گذارند. من در مقاله ام ۳مرحله از شکست را در مورد داستان ” سام کار پنتر” توضیح دادم او سیستم های برای کسب وکار طراحی کرده بود که کافی بود فقط در هفته ۲ساعت کار کنند. او هزینه بر ج هایش را از طریق مزایای مالی که از همین کار روزانه عایدش می شد صرف می کرد.

پدر و مادر به عنوان مثال دیگری قابل توجه هستند. آنها غالباً مجبور می شوند برج هایی مانند هزینه مهد کودک یا گرفتن پرستار برای کودکانشان را بپردازند. هرچند که این هزینه ها به نظر ناعادلانه است اما  دقیقا مانند مثال بالا پدر و مادرها با پرداخت هزینه در اینجا و استخدام شخصی برای نگهداری کودکشان و به عبارتی روشن نگه داشتن یکی از این شعله های اجاق ،زمانی را که خودشان می توانستند با کودکشان صرف کنند در محل کار صرف می کند . متاسفانه استفاده از این روش ها و بدون صرف وقت برای همه شعله ها  در واقع حذف کردن خودتان از معادله زندگی تان است و این عامل نقطه ضعف  شماست . اکثر کارآفرینان و هنرمندان و سازندگان احتمالا گاهی احساس بی حوصله گی و بدون هدف بودن را تجربه می کردند، اگر قرار بود روزانه وقت صرف کارهایشان نکنند. من می دانم که هر پدر ومادری مایل است که با فرزندانش  وقت صرف کند بجای اینکه آنها را در مهد کودک بگذارند. آیا  تاکنون فکر کرده اید که این برج هایی  که همه ی شعله های این اجاق گاز را در گیر کرده در جای درستی صرف می شود؟

گزینه۲٫ درگیر محدویت نبودن

یکی از ناامید کنندترین بخش های نظریه چهار شعله  این است که پتاسیلی بکر و دست نخورده مانند نوری چشم را می زند .البته به آسانی می توان فکر کرد که ، اگر من در حال حاضر می توانم پول بیشتری در بیاورم  و یا زمان بیشتری بگذارم که با خانواده ام باشم  و با آنها به خرید بروم، چرا را اینکار را نکنم؟

یکی از راه های مدیریت  این مشکل آن است که تمرکز خودتان را از جنبه  فقط وقت داشتن،  به اینکه تمایل بیشتری داشته باشید که از زمان و وقت تان حداکثر استفاده راببرید تغییر بدهید.  به عبارت دیگر، شما محدودیت های خودتان را پذیرا باشید. سوالی که از خودتان باید بکنید این است که،” فرض بر اینکه چطور ممکن است من بتوانم  در مجموعه ای از محدویت ها ی خاص موثر باشم  ”

برای مثال: فرض بر این است که من از ساعت ۹صبح تا ۵بعداز ظهر می توانم کار کنم  حالا چگونه  می توانم بیشترین درآمد را داشته باشم؟

فرضاً من فقط می توانم به مدت ۱۵دقیقه در هر روز بنویسم،  بنابراین چگونه می توانم کتاب  خودم را بسرعت ممکن تمام کنم ؟ یا فرض من فقط می توانم به مدت ۳ساعت در هر هفته ورزش کنم،   بنابراین چگونه  ممکن است بتوانم  بهترین اندام را  بسازم؟ این یک خط ومشی است برای اینکه تمر کز خودتان رابه سمت توانایی های مثبت بگردانید( استفاده بیشتر از آنچه که دارید) و بی توجه ای به جنبه های منفی (اینکه به نداشت هایتان توجه نکنید)  بعلاوه محدویت ها را خوب  طراحی کنید که عملکردتان را بهبود بخشد.

البته، معایب نیز وجود دارند. استقبال  از محدودیت یعنی پذیرش اینکه عملاً شما کمتر از پتانسیل کامل خود استفاده می کنید. بله،  “راههای زیادی برای “کار کردن  دقیق، اما نه کار کردن سخت وجود دارد ” اما این واقعیت دشوار است که از اتلاف وقت  جلوگیری کنیم  . اگر شما هم بیشتر به سلامت خود و یا هم به روابط خود و یا به کار وحرفه خود اهمیت می دهید ، احتمالاً نتیجه بهتری را در این زمینه بدست می آورید.

گزینه ۳٫ فصل های زندگی

روش سومی که می شود برای  مدیریت نظریه چهار شعله بکار بست تفسیم زندگی به فصل ها  متعدد می باشد.چه می شود اگر، به جای جستجو برای تعادل کار و زندگی کامل در تمام اوقات، شما زندگی خود را به فصل که در یک زمینه  خاص متمرکز تقسیم  کنید؟

ممکن است اهمیت شعله های  خود را در طول زندگیتان تغییر دهید. هنگامی که شما در ۲۰سالگی و یا ۳۰سالگی هستید و فرزندی ندارید ، خیلی راحت برای ورزش به باشگاه ورزشی می روید و یا هر حرفه ای را با جاه طلبی دنبال می کنید. می دانید که سلامتی و حال شما و کسب و کار تان در اوج است. اما چند سال بعد وقتی که شما صاحب خانواده می شوید کم کم شیب سلامتی رو به نزول می گذارد، در حالی که خانواده شما گاز بیشتری برای شعله دار بودن زندگیتان نیاز دارد. یک دهه دیگر عبور می کند و شما ممکن است روابط تان با دوستان قدیمی دوباره زنده  شود یا دنبال کردن این ایده  که کسب و کار تان را عوض کنید، جان بگیرد.

لازم نیست که برای همیشه تسلیم  رویاهای خودتان شوید، اما زندگی به ندرت اجازه می دهد که شما هر بار چهار شعله را روشن نگه دارید. شاید شما نیاز دارید که بعضی از چیزها را در این فصل از دست بدهید. هرچند که  می توانید همه آنها را  یک عمر انجام دهید، اما در آن زمان که واقعا نیاز است نتوانید  بکار بگیرید. به گفته “ناتان بری، ” حداقل در یک فصل از زندگیتان،  شما باید به هدف تان متعهد باشید“.

 

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedInاشتراک گذاری در کلوب Instagram
آخرین ویرایش در یکشنبه, 20 تیر 1395 ساعت 10:02
سایر مقالات این مجموعه: « چگونه یک تیم را مدیریت کنیم؟

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. ایمیل شما در سایت نمایش داده نمی شود.