دوشنبه, 23 شهریور 1394 ساعت 08:28
امتیاز
(4 رای)

تغذیه مناسب از نگاه دین

در دواها و غذاها، قوا و نیروهایی نهفته است که سبب تأثیرات و افعالی در بدن می شود. این قوا، دارای مراتبی هستند؛ و افعالی هم که از آن ها صادر می شوند نیز همان مراتب را دارند که به توضیح آن ها می پردازیم:

1. کیفیت و مزاج اولی: افعال و آثار ادویه و اغذیه ای است که مقتضای مزاج عناصر اشیا است؛ یعنی اجزای اولیه ای که غذا از آن ها تشکیل شده است و عبارتند از ارکان چهارگانه (خاک، آب، هوا، نور خورشید) و کیفیات اولیه که عبارتند از حرارت، برودت، رطوبت و یبوست؛ مانند گرمی و سردی که زنجبیل یا خرفه در بدن ایجاد می کند.

2. مزاج و کیفیت ثانوی: وقتی دوا یا غذایی مرکب از چند جزء باشد، این مرکب، دارای مزاج و کیفیتی غیر از مزاج تک تک اجزای خود است و تأثیر دیگری غیر از تأثیر اجزای خود در بدن ایجاد می کند چون هر دوا و غذای مرکبی، از اجزایی ترکیب شده است. از طرفی، اجزای خود آن ها، مزاجی برای خود دارند و از عملکرد مزاجِ اجزای اولیه در یکدیگر، کیفیات دومی به دست می آید که از لوازم کیفیات اولیه است؛ مثل این که غذا یا دوا به واسطه برودت مفرط یا یبوست مفرط ایجاد قبض در بدن می کند و مانند احراق که به واسطه حرارت مفرط در اخلاط بدن ایجاد احتراق در خون می کند. برخی دواها و غذاهای مرکب دارای مزاج ثانویه اند و این ها خود بر دو قسم است:

الف. مزاج ثانوی طبیعی، مانند شیر که مرکب است از دهنیت (چربی)، مائیت (آب)، جبنیت (ماده پنیر) و صاحب کتاب مفرح القلوب در اینجا می فرماید: مزاج ثانوی طبیعی همان مرکب القوی است؛ یعنی هرچه که دارای آثار متعدد است، مرکب القوی است؛ اما در عرف عام مرکب القوی به چیزی گفته می شود که دو اثر متضاد داشته باشد که برخی از تأثیرات زود ظاهر می شود و بعضی دیرتر؛ مثل تریاک که اول ایجاد حرارت می کند و بعد ایجاد برودت و در مواردی از تأثیرات داخل ظاهر می شود و در خارج از بدن اثر دیگری دارد؛ مثل کلم و ترب و عدس که اگر از خارج ضماد شوند و روی عضو گذاشته شدند، منضج و محلل ماده هستند؛ ولی اگر خورده شوند، ضد این دو اثر را ایجاد می کنند.

مزاج ثانوی صناعی چون شامل تمام معجون های دوایی و غذایی می شود، شناخت قواعد آن اهمیت فوق العاده ای دارد. باید بدانیم چه چیز را با چه چیز دیگر و به چه مقدار از هر کدام ترکیب کنیم، تا دارو و غذایی مرکب با آثار دلخواه و مثبت در بدن حاصل شود

ب. مزاج ثانوی صناعی که این هم بر دو قسم است:

1. متوافق القوه: مزاج ثانوی مرکب، موافق با مزاج اجزا می باشد و این، در صورتی است که مزاج همه اجزا مانند هم باشند؛ مثل آش جو که مرکب از جو و گشنیز و کاهو و برگ چغندر و اسفناج و عدس باشد که همه این ها مزاج سرد دارند.

2. متضاد القوه: مزاج ثانوی مرکب مخالف با مزاج اجزا باشد و این، در صورتی است که مزاج اجزا متفاوت باشند؛ مثل سکنجبینِ عسلی که مرکب از سرکه و عسل است و مزاج تقریباً معتدلی دارد در حرارت و برودت؛ در حالی که سرکه سرد و عسل گرم است.

ghazayesalem.elmdaily

مزاج ثانوی صناعی چون شامل تمام معجون های دوایی و غذایی می شود، شناخت قواعد آن اهمیت فوق العاده ای دارد. باید بدانیم چه چیز را با چه چیز دیگر و به چه مقدار از هر کدام ترکیب کنیم، تا دارو و غذایی مرکب با آثار دلخواه و مثبت در بدن حاصل شود. چون بسیاری از خوراکی های روزمره ما مرکبند، لذا شناخت قواعد و مزاج ثانوی مرکبات اهمیت ویژه ای می یابد؛ مثلاً برای تقویت مغز، گوشت مرغ باید با نخود پخته شود و در سرد مزاجان کمی دارچین و زعفران به آن اضافه شود و در گرم مزاجان، با مقداری گلاب خوش بو شود و برای تقویت قوای عمومی بدن امام صادق علیه السلام فرمود: شکی نبی من الانبیاء الی الله عزوجل الضعف فقال له اطبخ اللحم باللبن فانهما یشدّان الجسم

پیامبری از پیامبران درباره ضعف بدنش به خداوند شکایت کرد و خداوند فرمود: «گوشت را با شیر بپز که این دو، جسم را محکم می کنند»

همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شکی نوح علیه السلام الی ربه ضعف بدنه فاوحی الله تعالی الیه ان اطبخ اللحم باللبن فَکُلْها فانی جعلتُ القوه و البرکه فیهما؛3

حضرت نوح از ضعف بدنش به خدا شکایت کرد. خداوند متعال به او وحی فرمود: «گوشت را با شیر بپز و بخورکه من، قوت و برکت را در این دو قرار داده ام.

و در روایت، این ترکیب برای رفع ضعف قلب که شاید منظور ضعف نفس باشد، نیز توصیه شده است.

بنابراین بحث ترکیب غذا در اصلاح و تهذیب اخلاق و نفس، بسیار مهم است. گاهی باید قوای حیوانی تضعیف شود، تا اخلاقی اصلاح شود و گاهی باید قوای عمومی بدن یا مغز یا قلب تقویت شود، تا مشکلی اخلاقی حل شود و با ترکیب نادرست و جاهلانه، نتیجه معکوس می گیریم و کار اصلاح اخلاق با موانع و مشکلات بیشتری رو به رو می شود؛ چون اخلاق، وابسته به اموری است که یکی از آن ها تعدیل قوای بدن است. چه بسا دارو و غذایی مرکب قوای غضبی یا شهوی را از حدّ اعتدال خارج کند و مهار آن، بسی دشوار شود. مطالبی چند در شناخت اغذیه باقی مانده است که در مقالات بعد به نظر خوانندگان گرامی می رسانیم؛ إن شاءالله.

3. افعالی که لازمه مرتبه اولی و دومی است: به این گونه که اثر کیفیات اولیه یا کیفیات ثانویه با اثر و فعل صورت نوعیه ترکیب می شوند و اثر و فعل جدیدی را ایجاد می کنند؛ یعنی ترکیب افعال مزاج اولی با فعل صورت نوعیه، اثری خاص به دنبال دارد مانند اسطخودوس که دارویی با مزاج گرم است و از ترکیب حرارت آن با فعل صورت نوعیه، دوایی تولید می شود که مخصوص مغز است و اخلاط مغز را تلطیف می کند؛ بنابراین گرم کردن اخلاط مغزی، اثری خاص اسـت کـــــه از ترکیب حرارت و فعل صورت نوعیه اسطخودوس حاصل می شود که به آن، تأثیر بالخاصیه گفته می شود. همچنین ترکیب اثر و فعل مزاج ثانوی با فعل صورت نوعی، اثر خاصی در بدن ایجاد می کند؛ مانند خنثی کردن اثر سم در پادزهرها که نتیجه ترکیب فعل مزاج ثانوی با فعل صورت نوعیه آن است؛ یعنی مرکب به واسطه شدت حرارت و لطافت خود قدرت جذب بالایی پیدا می کند که این جذب، اثر مزاج ثانوی است و به قدرت جذب، سم را به خود جذب می کند و سم را باطل و خنثی می کند؛ بنابراین اثر دفع سم ترکیب فعل مزاج ثانوی با فعل صورت نوعیه است.

حضرت نوح از ضعف بدنش به خدا شکایت کرد. خداوند متعال به او وحی فرمود: «گوشت را با شیر بپز و بخورکه من، قوت و برکت را در این دو قرار داده ام

مطلب دوم

اشیایی که در اطراف خود می بینیم، برخی عناصر مفرد و دارای کیفیت اولی اند که این کیفیات، حاصل تأثیر صورت نوعی آن ها در ماده آن ها می باشد؛ مانند آتش که دارای صورت ناریه است و از تأثیر این صورت در ماده آتش، حرارت و یبوست تولید می شود و اگر این آتش در چیز دیگری هم عمل کند، همین تأثیر را دارد. برخی اشیا مرکبند که بیشتر چیزهای اطراف ما، از این قبیل است؛ مانند گیاهان و جمادات و ترکیب در این اشیا کیفیتی ایجاد می کند که حاصل از ترکیب کیفیات عناصر چهارگانه است و از طرفی، این ترکیب عناصر، موضوع برای قبول یک صورت نوعی خاص دیگری می شود که تأثیر خاصی هم دارد و تأثیر دوا و غذا یا اجسام در بدن یا تنها به صورت است، یا فقط به ماده و یا به کیفیت تنها و یا به صورت و ماده یا به صورت و کیفیت و یا به هر سه که تأثیر هر کدام با دیگری متفاوت است.

1. تأثیر به صورت نوعی تنها در بدن؛ مانند انداختن چیزی بر گردن که ایجاد محبت کند، یا انگشتر در دست کردن که هر کدام دارای خاصیتی است که این آثار را هم تأثیرات بالخاصیه می گویند. تأثیر در این قسم تنها به صورت نوعی است و فعل و کیفیت و ماده در ترکیب تأثیر آن دخالت ندارد؛ لذا لازم نیست خوراکی باشد؛ بلکه همین که با بدن تماس داشته باشد - مثل بستن به بازو و انگشتر در دست کردن- تأثیر خود را می گذارد.

2. تأثیر ماده به تنهایی در بدن؛ مثل گندم که تنها در بدن تولید خون می کند و ایجاد برودت یا حرارت و.. . نمی کند لذا با همه مزاج ها سازگاری دارد.

3. تأثیر به کیفیت به تنهایی؛ مانند زنجبیل که فقط ایجاد حرارت می کند؛ گرچه این ایجاد حرارت، لوازم متعددی به دنبال دارد؛ مثل تقویت حافظه در سرد مزاج ها. ولی همه آن ها از لوازم تأثیر کیفیت زنجبیل است. البته زنجبیل صورت نوعیه و تأثیر به ماده هم دارد ولی به قدری کم است که قابل اعتنا نیست؛ لذا آن را مندرج در مۆثرات بالکیفیه کرده انـد و این مطلبی است که در همه اقسام باید به آن توجه داشت.

4. تأثیر به ماده و کیفیت؛ مانند هندوانه و خیار و کاهو و سبزیجات که به ماده و کیفیت در بدن تأثیر دارند.

5. تأثیر به ماده و صورت؛ مانند روغن گاو و گوسفند و شیر با گردو که با تأثیر به ماده بدن را تغذیه می کند و به صورت نوعی ایجاد فرح و دفع سمّیت می کند.

6. تأثیر ماده و کیفیت و صورت با هم؛ مانند سیب که به ماده بدن را تغذیه می کند و به کیفیت آن را بارد و سرد می کند و به صورت نوعی اش مفرح و نشاط آور برای قلب است.

7. تأثیر صورت نوعی با فعل کیفیت؛ مانند اسطخودوس که به کیفیت، ایجاد حرارت می کند و به صورت نوعی، این حرارت را متوجه مغز کرده و اخلاط مغز را تلطیف می کند و مانند کاسنی که سرد است و به صورت نوعی اش، گرفتگی های عروق کبد را باز می کند و با کیفیت خود، ایجاد برودت می کند.

فرآوری؛ زینب مجلسی راد

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedInاشتراک گذاری در کلوب Instagram

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. ایمیل شما در سایت نمایش داده نمی شود.