سه شنبه, 16 شهریور 1395 ساعت 23:19
امتیاز
(0 رای)

شغل ساده خود را با روش های زیر پیشرفته تر کنید

کارآموزی تابستانی و مشاغل زودهنگام مسیر راه اندازی مناسبی برای مشاغل بزرگ هستند. هرچند همیشه آنطور که باید به نظر نمیرسد، اما این تجارب بیشتر از یک رزومه ی خالی ارزش دارند: شاید یک شخص در زندگی اش دوباره انقدرها هم راغب نباشد که درباره ی علایق وتواناییهایش بخواهد بیشتر یاد بگیرد. اگر به درستی انجام گیرد آنوقت کار کردن در مشاغلی چون مامور نجات  استخراج طلا خواهد بود. آموزه هایی که از نخستین مشاغل کسب میشوند درتمام طول زندگی ماندگار هستند.

من وخواهرانم که در هندوستان بزرگ شده بودیم ، فرصت های شغلی چندانی نداشتیم. و از ما انتظار میرفت که کمک حال خانواده باشیم . من سالها از هر شغلی کم و بیش امتحان کردم. در ابتدا از مسیر مقاله شروع کردم—یک شغل واقعی در گسترش دید انسان نسبت به اطراف… مجبور بودم کهاز مشتری هایمم پول جمع کنم و برخی از آنها قبل از آنکه ۲۵ سنت پرداخت کنند ، ۲۵ بار در رفت و برگشت بودند تا بالاخره خریدانجام دهند. این امر درس خوبی را از ترکیب پرقدرت سرسختی وجذابیت به من داد.

بعدها من شروع به راندن کامیون کردم و درختکاری کردم و هیزم شکستم—” سوختی که دوبار شما را گرم میکند: یکی موقع خرد کردن هیزم ها و دیگری به هنگام سوزاندن آنها” . در دوران مدرسه و دبیرستان در یک مغازه ی گل فروشی کار کردم، سپس در طول سال آخر دانشگاهم یک مجتمع آپارتمانی را اداره کردم. حتی یک شغل تجاری در معامله لوازم عتیقه داشتم. گاهی در حراج مزارع حاضر میشدم و گنجینه های دور از ذهنی را پیدا میکردم، مثل گنجه ی زیبایی که خریدم، آن را تعمیر کردم و به بیشتر از قیمتی که خریده بودم فروختم. مکان های مخصوص نمایشگاه ها و ایستگاههای رادیویی فروشگاههای مبادله، کانال فروش مجدد من بودند.

آن مشاغل همراه با کارآموزی و نخستین موقعیت تمام وقت من در دنیای شرکت های بزرگ ، من را در مسیر کاری مناسبی قرار دادند. حتی امروز تعجب میکنم که چگونه برخی از آن آموزه ها همچنان همراه من هستند.

تا آخر دنبال کنید.

شناخته شدن بعنوان کسی که شغلی را تمام کمال انجام میدهد و مهم نیست که چه چیزی باعث ایستادگی شما بعنوان ادامه دهنده ی مسیر میشود. اشتغال در گلفروشی به م یاد داد که چگونه از خاک کوزه بسازم و حتی برای مراسم ختم تابوت تزئین کنم. اغلب تابوت ها بسته بودند. با این حال در یک مورد لازم بود تا گلها را با دقت تمام در قسمت بالای یک تابوت باز بچینم،  که متعلق به یک آقای کهنسال بود که با  بهترین لباسهایش آرام خفته بود. بعنوان یک نوجوان کمی از انجام این کار احساس خوشایندی نداشتم. آن روز یاد گرفتم که باید عدم آسایش کاری را کنار گذاشت و جای دیگری مشغول به کار شد.

به طور خستگی ناپذیر کنجکاو باشید.

راههایی را پیدا کنید که دانش خود را به کار بگیرید. کارگران موقت یا سطوح ابتدایی میتوانند بیشتر از مجموعه ای از دستهای اضافی باشند. همچنانکه که من شروع به تحصیل در رشته تجارت در دانشگاه کردم ، پرو بالم پر از اطلاعات جالب در مورد شرح  درآمد و ترازنامه بود. از خودم درباره ی دارایی های موجود در گلفروشی سوال میکردم. اینجا بود که شانس خودم را در آزمایش آنچه که یاد گرفته بودم دیدم، با آنها تماس گرفتم و ورودی های ناخواسته ام را پیشنهاد دادم. در عین حال که مالکان از عقل سلیم من خوششان آمده بود، تجزیه و تحلیل من را از صمیم قلب پذیرفتند و شروع به انجام اصلاحات کردند. این ممارست بینش ارزشمندی را به من داد از چگونگی اینکه تجارت ارزش افزوده ای را برای کارفرمای من فراهم کرد. من از دستهای یکسانی سود بردم – اگر از راه تجربه نبود نمیتوانستم انجام دهم.

شما میتوانید فرصتهای زیادی را حتی از طریق کارههای همهمه ای پیدا کنید—و بیایید باآن مواجه شویم، بسیاری از مشاغل زودهنگام خیره کننده نیستند. حتی وقتی وظیفه ای به ظاهر راکد است، کارکنان در صندلی ردیف اول می نشینند تا چگونگی معاشرت همکاران را ببیند و پی ببرند که چه چیزی باعث جلو رفتن یک محل کاری میشود. به اطراف نگاه کنید. چرا یک مدیر همیشه مشغول به نظر میرسد حال آنکه کارکنان وی وقت اضافی در دست دارند؟ چه شعبه  یا جنبه ای از تجارت شرکت  مهیج تر از سایر بخش ها به نظر میرسد؟ چگونه مدیر X در مقایسه با سبک مدیر Y ، با مردمی که به او گزارش میدهند مربوط میشود؟

به دنبال فرصتهایی باشید که تاثیرگذار هستند

متخصصین جوان کسانی که خیلی زود پیشرو میدان هستند میتوانند بسیاری درسهای ارزشمند بیاموزند—و راههایی را برای درخشش پیدا کنند. من قبل از فارغ التحصیلی از دانشگاه  ،به اندازه کافی در رسیدن به کارآموزی تابستانی در یک بانک کوچک و تلیغاتی در شهر ایندیاناپولیس خوش شانس بودم. این یک کار دلچسب بود اما باعث شد بفهمم که در نهایت نمیخواهم بانکدار تبلیغاتی شوم. همچنان که برایم آشکارتر می شد ، نسبت به پی بردن به اینکه چگونه شرکت ها همکاری میکنند تا اینکه  وارد سرمایه گذاری شوند علاقمندتر شدم. موقعیتی که که از آن لذت نمیبردم به یک لحظه ی عالی ختم شد.

اما بازهم پیشنهادات را برای تکمیل کارآموزی ام مد نظر قرار نمیدادم. چرا که فهمیدم این یک فرصت یادگیری است. درطول زمانی که آنجا بودم، بانک فهرست اموال یک نگهدارنده ی گل را دوباره به دست گرفت. کارکنان بانک هیچ نظری  نداشتند برای اینکه با آن وسیله چکار کنند. اما من داشتم! و با مغازه ی گلفروشی که قبلا کار میکردم تماس گرفتم و گفتم ” معامله ی خوبی برایتان دارم! ” بانک از فروش آن فهرست اموال بسیار خوشحال بود و دوستان من در گلفروشی نیز از خریدشان بسیار راضی بودند.

مشکلات را حل و فصل کنید.

صرف شناسایی مشکل کافی نیست چراکه هیچ کمکی به حل آن نمیکند.در یک شغل تمام وقت مدت ها پیش، من فرم های اجرایی بیشماری را از نو طراحی کردم زیرا خیلی نابسامان بودند و منطقی به نظر نمیرسیدند. همچنین یک برنامه ی آموزشی مختص کار برای کسانی که باعث موفقیتم شدند ایجاد کردم . مدتها قبل من به شخصی تبدیل شدم که به هر پروژه ای که نیاز به حسابرسی داشت ارجاع میشدم. این امر باعث شد در معرض توجه باشم و در شرکت خود ترفیع یابم، جاییکه درآن در هیچ منصبی بیشتر از ۱۸ ماه باقی نمی مانم.

پیشنهاد نهایی: بخشی از هر حقوق ماهیانه را پس انداز کنید

بعدها بخاط این پیشنهاد از من تشکر میکنید. زودهنگام و بطور مداوم پس انداز کنید. اصلا مهم نیست که حقوق اولیه چقدر کم است، سعی کنید مبلغی را کنار بگذارید—مثلا ۱۰درصد از حقوق هروز را—تا بودجه روز مبادای خود را بسازید. کارکنان جوان باید پس انداز را به یک عادت تبدیل کنند. این یکی از راههایی است که در مشاغل زودهنگام میتواند مخارج شما را مادام العمر تامین کند.

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedInاشتراک گذاری در کلوب Instagram

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. ایمیل شما در سایت نمایش داده نمی شود.